یادداشت های یک ستاره

تا بهتر هست خوب کافی نیست
 
تحقیق در عملیات
ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱ : توسط : ستاره

دیروز در حال طی طریق در خیابان بودیم که ناگهان سه بنده نا خلف خدا سوار بر موتور گازی از کنار ما عبور کردند و در همین حین یکیشان دست دراز کرده و لپ ما را کشید!

با تو جه به متن فوق به سوالات زیر پاسخ دهید:

1- علت این کار چه بود؟

الف. جلف بودن اینجانب

ب. جذاب بودن اینجانب

ج. کرم داشتن اینجانب

د. رفتن به محل های خطرناک

2-منظور این عزیزان از انجام عملشان چه بود؟

الف. ای جان جیگر

ب. بخورمت

ج. یک فعلی که گفتنش خوبیت نداره

د. همه موارد

3-در چنین مواقعی چه باید کرد؟

الف.فحش خواهر مادر به طرف داد

ب.از همشهریان آن دور و بر کمک خواست

ج. از نیروی انتظامی کمک خواست

د.هیچ کاری، بر و بر نگاهشان کرد

4-به طور کلی علت و قوع این حوادث چیست؟

الف. ول گشتن زیاد اینجانب

ب. نداشتن حجاب برتر اینجانب

ج. ترویج فرهنگ غربی توسط ایادی استکبار

د. گمراه شدن ملت در اثر تماشای فارسی وان

 

یکهو  یاد این افتادیم که در قوانین همین کشورهای خدانشناس تنها آمیزش جنسی ناخواسته نیست که جرم شناخته می‌شود، بلکه هرگونه تماس جنسی ناخواسته از نظر قانونی منع شده و مورد پیگرد قرار می‌گیرد. از این رو، امروزه دسته‌ای از جرایم به عنوان «تعرض جنسی» شناخته شده است، و تعرض جنسی تعریف بسیارگسترده‌ای پیدا کرده است و در گروه‌ بزرگتری از اعمال خشونت‌بار جنسی به عنوان «جرم» دسته‌بندی شده‌اند.

البته همیشه قوانین به تنهایی فرهنگ ساز نیست در بسیاری مواقع این فرهنگها هستند که قوانین را شکل میدهند و من همیشه به این فکر میکنم که این فرهنگ ندید بدید بودن ،حریص بودن و اشتهای سیری ناپذیر خیلی ها کی میخواهد درست بشود؟کی؟


 
بعضی ها
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳۱ : توسط : ستاره
 
و اما طلاق
ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧ : توسط : ستاره
 
روزهای قبل از طلاق
ساعت ٢:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٦ : توسط : ستاره
 
روزهای بعد از عقد
ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٤ : توسط : ستاره
 
خاطره خوب
ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۳ : توسط : ستاره
 
امید
ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۱ : توسط : ستاره
 
 
ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٠ : توسط : ستاره
 
روز نیمه آفتابی
ساعت ٢:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٩ : توسط : ستاره
 
آن مرد با الاغ آمد
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٥ : توسط : ستاره

جونم براتون بگه اولین خواستگار مون 15 سالگی اومد،تو این سن معمولا دخترا توی هپروت سیر میکنن و منتظر مرد رویاها ن با اسب سفید آرزوها! بیشترشون عاشق هنرپیشه ها خواننده ها و فوتبالیست های معروف میشن.گمام کنم منم عاشق روبرتو باجیو بودم یا شایدم فرانچسکو توتی،یه ببتو هم بود تو تیم برزیل خیلی خوشگل بود از اونم خوشم میومد.خلاصه من منتظر ببتو و فرانچسکو بودم که اولین خواستگار اومد.ولی نه با اسب سفید آرزوها بلکه با الاغ!اسمش غلام بود و یه خط جای زخم چاقو رو صورتش بود، آرایشگر بود یا به قول بعضیا سلمونی داشت برادر دوست خواهرم بود نمیدونم کجا منو دیده بود که یک دل نه صد دل عاشقم شده بود میگفت اگه منو بهش ندن جفتمونو آتیش میزنه!خلاصه یه مدتی اومدن رفتن نشد.سال بعدش زن گرفت.

دومین خواستگار یه پسری بود تو دانشگاه اون روزای اول که همه عاشق هم میشن و قرار ازدواج میزارن.خوشتیپ بود و مهندسی  میخوند یه روز زنگ زدم خونشون.مادرش گوشی رو برداشت، فهمید منم گفت آی مردنی! فکر نکنی میزارم پسرم تو رو بگیره ها دست از سر پسرم بردار و گرنه روزگارت رو سیاه میکنم.خلاصه ما هم بیخیال شدیم. چند وقت پیش پسره رو پشت یه پراید زرد دیدم داشت مسافر کشی میکرد.

یه بارم توی یه کارخونه حساب کتاب میکردیم.صاحب کارخونه یه پیرمرد بسیار شریفی بود.میگفتن خیلی خانواده خوبین و من آرزو داشتم یکی از نوه هاش منو بگیره.یه روز صدام زد تو دفترش گفت ستاره خانوم قصد ازدواج ندارین؟مام که داشتیم از شدت ذوق پر پر میزدیم گفتیم چرا نداریم آقا؟حالا واسه کدومشون؟گفت کدوم کیه؟خودم میخوام
بگیرمت!مام گفتیم تو به گور پدرت میخندی که میخواهی ما را بگیری!عاقبتش
معلومه دیگه شوهر که نکردیم هیچ کارمونم از دست دادیم.

و اما آخرین شاهزاده ای که سوار بر قاطری چهار نعل جفتک زد به زندگی مون و رفت:یه فامیل دور دور داشتیم چند بار پیغام و پسغام که بیایم دخترتون رو بگیریم.پسره پولدار خانواده دار نجیب اهل زندگی.خوب خر از خدا چی می خواد؟مام به عادت همه دختران رو به ترشیده شدن هول کردیم گفتیم بله!اما پس از چندی دریافتیم که یارو همه چیز دارد غیر از شعور!بی عرضه بچه ننه به درد نخور اصلا یه چیز زاید!بعد از یک ماه و سه روز دیدیم که خیلی در حق ایشان صبر کردیم پس به ناچار حلقه و بند بساط را پس دادیم گفتیم برو که برنگردی.بعد ها مفصل براتون میگم.ولی حالا فکر نکنید خواستگارهای ما همین چند قلم بودن ها!نه خیر جانم مورد زیاد بود منتها بین این موارد چشم نوازی که عرض کردم زیاد قابل وصف نبودن!

 

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید         شوهر خوب مگر گیر کسی می آید؟

 


 
مشق اول
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٥ : توسط : ستاره
 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٥ : توسط : پرشین بلاگ
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com