یادداشت های یک ستاره

تا بهتر هست خوب کافی نیست
 
86
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢۸ : توسط : ستاره

دو سه ماه پیش که رفتیم دکتر پوست آقای دکتر گفتن که نیاز به داروی خوراکی نداری و فقط یکی دو قلم داروی موضعی تجویز کردن که البته همونا بیشتر از صد هزار تومن برامون آب خورد.در این بین یه پن شستشوی صورت هم بود به قیمت 35 هزار تومن که دکتر معتقد بود چون پوست شما حساسه هرگز نباید از صابون استفاده کنی و خلاصه مام خوشحال رفتیم با دقت فراوان این داروها رو گرفتیم و به مدت دو هفته استفاده کردیم اما بعد از دو هفته از اونجایی که فقط درد دل داشتیم بریم دکتر و پول خرج کنیم داروها رفتن تو در یخچال و اگه تا امروز شما ازشون زدی مام زدیم!تنها چیزی که مورد استفاده و علاقه اینجانب بود همون پن شستشو بود که با احترام میزاشتیمش تو جا صابونی و از اونجایی که بعد از هر بار استفاده حس لطافت خاصی داشتیم مثل یک شی گرانقیمت ازش مرا قبت میکردیم و حواسمون بود که مبادا یه روز زیادی خیس بشه یا بخار حموم بهش بخوره و ذره ای از این گوهر هدر بره.خلاصه بعد از سه ماه  این عزیر دل رفته رفته جلو چشممون آب شد و ما رو در غم نبودش تنها گذاشت اما آثار درخشان و شگفت انگیزش همچنان بر پوست ما آشکار بود که بس لطیف و شاداب شده بود و ما هی خودمونو نگاه میکردیم و حظ میکردیم.تا اینکه دیروز پس از یک جستجوی اتفاقی پشت آویز حمام به حقیقتی دهشتناک دست یافتیم.عرض شود که پن شستشو عزیز را صحیح و سالم درست مثل روز اول پیدا کردیم!!!!کمی به مغز پر مشغله خود فشار آوردیم که ببینیم قضیه از چه قرار است و به خاطر آوردیم پن دلبر ما همون روز اول با یک صابون رختشویی که مال n سال پیش است عوض شده و ما نفهمیدیم و در تمام این مدت داشتیم با آن صورت چون برگ گل خود را می شستیم!خنثی

گرچه پذیرفتن این حقیقت در ابتدا برای ما بسیار سخت بود اما پس از باور  آن و کمی تامل بر نتیجه کار این صابون مادر مرده حس کردیم شاید این خواست خدا بوده و شاید ما به یک کشف جدید نائل آمده باشیم شاید بهتر باشد با خود دکتر هم قضیه را در میان بگذاریم تا شاید برای دیگران هم تجویز کنند و مردمی را از نگرانی در بیاورند.بعله...