یادداشت های یک ستاره

تا بهتر هست خوب کافی نیست
 
98
ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۳٠ : توسط : ستاره

دوستان خوبم الان که شروع کردم به نوشتن این پست دقیقا نمیدونم چه قدر طولانی میشه ولی اون رو به بخشهای مختلف تقسیم میکنم تا راحت تر بشه خوند.عده زیادی از دوستان درباره طلاق گرفتن و مشکلات زندگیشون برای من کامنت میزارن و سوالاتی دارن که من تا حالا سعی کردم جواب خاصی ندم چرا؟چون هرگز هیچ جواب مشخصی برای هیچ سوالی وجود نداره اعمال انسانی تو موقعیت معنا پیدا میکنه و یه راهنمایی غلط ممکنه باعث بروز اشتباهات زیادی بشه.خود من قبل از نامزدی خیلی دو دل بودم ظاهرا اون پسر هیچ عیبی نداشت و من فقط دوستش نداشتم ولی هر کی بهم رسید گفت اشتباه میکنی اگه جواب رد بدی.وقتی برای مشاوره پیش یه روانشناس احمق رفتم جریان رو بهش گفتم ازم پرسید؟مگه خواستگارت چه عیبی داره؟گفتم نمیدونم-کچله؟نه -چاقه؟ نه -بیسواده؟ نه بیکاره؟ نه-بی پوله؟ نه!!پس چته خانوم؟بیا برو سر زندگیت حتما پسره خیلی آقاست و شما عادت کردی به این لاشی های خیابون که فقط بلدن مو سیخ کنن و دور بزنن.اصلا شما دخترای امروزی متعهد نیستین اینا بهانه اس بگو شوهر نمیخوام..............

ولی خوب بعضی از شما ازم خواستین تجربیات خودم رو بنویسم و من هم بعد کلی فکر کردن سعی میکنم جواب سوالهاتون رو  بدم


کسانی که زندگی خوبی ندارن ولی از طلاق گرفتن وحشت دارن

یه حرفی میزنم شاید جاهای دیگه نشنیده باشید .حقیقت داره ولی هیچ وقت بهتون نمیگن.طلاق اسم خیلی بدی داره خصوصا توی جامعه ما در کنار معضلاتی مثل اعتیاد و فساد و غیره قرار میگیره ولی این حرف مسئولین احمقیه که همیشه به جای حل کردن مسائل سعی میکنن صورت مسئله رو پاک کنن.من نمیخوام بگم طلاق خیلی خوبه یا بهترین راه حل زندگیهای مشکل داره ولی اگه واقعا داری کنار فردی زندگی میکنی که تمام آرزوهات رو به باد میده و عمرت رو تباه میکنه و یه روز خوش واست نزاشته به خاطر حرف مردم یا وحشت از این اسم توی اون زندگی نمون.بالا رفتن آمار طلاق همیشه یه مولفه منفی نیست به خصوص برای جوامع در حال گذاری مثل ما و به خصوص که در چند سال اخیر بیشتر دادخواستهای طلاق از طرف خانمها صادر شده و این یعنی رشد آگاهیهای مدنی زنان در واقع معنیش اینه که زنها دیگه حاضر نیستن توی هر خفتی زندگی کنن فقط به خاطر اینکه اسم مردی تو شناسنامشون باشه.نمیدونم اعتقادات شما چیه ولی برای من ثابت شده که بهشت همینجاست. توی همین دنیا ،کنار کسانی که دوستشون داریم و جهنم هم همینجاست جایی که با تصمیمات غلط لحظات زندگیمون رو پر میکنیم از نفرت و اندوه و درد.به دنیا اومدن اتفاقیه که یکبار و به طور معجزه آسایی امکانش هست.زندگیتون رو تباه نکنید.

اما یه مطلب دیگه داشتن بچه در زندگی مشترک هست که تصمیم به طلاق رو یه کم پیچیده میکنه اما گاهی حضور بعضی ها خیلی بیشتر از نبودشون ضربه میزنه.هر بچه ای باید کنار پدر مادرش بزرگ بشه اما اگه همسر شما مشکلی داره که حتی بودنش در کنار بچه ها زیانباره مثلا معتاده ،روانیه و ... بهتره که که اصلا نباشه ولی اگه همسر شما پدر یا مادر خوبیه و فقط همسر بدیه باید بگم شما اینجا بین خوشبختی خودتون و بچتون یکی رو باید انتخاب کنید.ضربه جدایی پدر مادرم شاید 100 برابر ببشتر از جدایی خودم منو عذاب داد.

کسانی که مطمئنن میخوان جدا شن ولی به دلایلی موفق نشدن!

دوستان من حقوق نخوندم واین موردیه که باید یه متخصص درباره اش نظر بده اما تا حدی که میتونم راهنمایی میکنم.ببیند اینکه میگید طلاق نمیده خونوادم ناراضین خونوادش کله گندن تهدیدم کردن و غیره یه بحثیه که برای من قابل درک نیست چون هیچ کدوم از اینا نباید شما رو بترسونه منم با چنین شرایطی روبرو بودم البته کمی متفاوت تر.دوستی برام نوشته بود که من حمایت خونوادم رو داشتم که راحت جدا شدم نه عزیز!درسته که خوشبختانه خونواده سنتی و مذهبی ندارم ولی منم حمایت نشدم.یه جراح وقتی بخواد قلب عزیز خودش رو عمل کنه بازم دستش میلرزه!کسی تو سرم نزد بگه بشین سر زندگیت ولی هیچ راهنمای خوبی نداشتم خونواده من آدمهای بی آزار و احساساتی هستن تحمل مشکلات من براشون فاجعه بود کاش پدری بود که کبودم میکرد و  میگفت جدا نشو! اینجوری مطمئنن بدون عذاب وجدان جدا میشدم.ولی من حتی تا آخرین روزها به کسی نگفتم چه مشکلاتی دارم.یادمه یه روز صبح زود از خونه بیرون زدم با چشمهایی که به خاطر گریه های زیاد یه کاسه خون بود شب قبلش با مادرم دعوام شده بود چون معتقد بود من سر ناسازگاری گذاشتم چون صدای دعوامو با اون شنیده بود.نمیتونستم بهش بگم سر چی دعوا کردم نمیتونستم بگم مادر این پسر  از 10 حرفش 5تاش فحش به توئه 5 تاش به بابا دیگه خودم و داییها و بقیه فک و فامیل رو که کلا به لجن میکشه.نمیتونستم بگم اس ام اساشو دیدم با صد نفره نمیتونستم بگم همه حرفاش دروغ بوده نمیتونستم!.اون روز با حال بدی از خونه زدم بیرون نمیدونستم چکار باید بکنم بی هدف تو خیابونا بودم به دوستم زنگ زدم سرش شلوغ بود نمیتونست حرف بزنه به داییم زنگ زدم جواب نداد.هراسان بودم میخواستم یکی بم بگه چکار کن دنبال یه مرکز مشاوره بودم اما انگار همه اونایی که یه روز تابلوشونو دیده بودم غیب شده بودن یکی پیدا کردم ولی وقتی رفتم تو گفت اینجا شده مرکز نمیدونم چی و عوض شده.درمانده بودم رفتم تو یه کوچه و به دیوار تکیه زدم و نشستم رو زمین زار زار گریه کردم.نمیخوام بگم اون آدم یه هیولا بود و من فرشته بودم دیگه مهم نیست شاید گفتن این حرفا و دلایل من واسه بعضیا خنده دار باشه به هر حال منو درک نمیکرد منم درکش نمیکردم.خونوادش که از همه بدتر ولی مطمئنم اگه خودش خوب بود اونارو هم تحمل میکردم.این شرایط واسه همه هست مهم اینه که شما پا پس نکشی نترسی. اگه میگی طرفت زن داره یا داشته گولت زده یا روزی هفت دس کتک میخوری دیگه جای تردید نیست.خونوادش پارتی دارن داشته باشن!اگه وسعت میرسه وکیل بگیر اگه نه سعی کن اقلا پیش یه وکیل مشاوره بری راههای قانونی رو یاد بگیر تو دادگاه محکم باش جیغ و داد نزن این حرفا که تف به این مملکت و لعنت به قانون و تف به همه مردا هیج کمکی بهت نمیکنه.آروم و صبور باش اگه شوهرت یه ذره عقل و شعور و احساس داره باهاش صحبت کن نزار به لجبازی بیفته.و اگه کلا فاقد این موارد هست باید راههای دیگه رو امتحان کنی.هر آدمی یه نقطه ضعفی داره و از اون نقطه ضربه میخوره بگرد ببین با چه راهی میشه به نتیجه رسید.بعد از طلاق هم انتظار نداشته باشید بهتون کاپ طلا بدن شاید خیلی دور و بریها ظاهرا بهت حق بدن و برات دلسوزی کنن ولی منتظر شنیدن حرفای خاله زنکی پشت سرت باش.خیلی ها بهت تهمت میزنن نیش میزنن نگاه بد دارن هر مرد الاغ کچل بد ترکیب زن و بچه داری ممکنه بهت پیشنهاد صی.غه بده همه اینا پیش میاد اما مهمترین بخش خودتی به هیچ کدوم از اینها بها نده وقتی بتونی شاد و موفق رو پاهای خودت وایسی بقیه هم فراموش میکنن.

 

سخنی با آقایان

مطمئنم خیلی هاتون با خوندن این پست دلتون میخواد بنده رو از وسط نصف کنید.میدونم تو وجود روشن فکر ترین مردهای ایرانی هم رگه هایی از خودخواهی های مردسالارانه هست.اما آقایان عزیز قوانین مردسالارانه به نفع هیچ کس نیست و از همه بیشتر به ضرر خود شماست.همه شما خواهر دارید مادر دارید دختر دارید و اگه یه روز حق عزیزانتون با این قوانین پایمال بشه چه حسی خواهید داشت؟اما بعد اساسی تر اینه که قوانین نابرابر به مرور زمان خشم و کینه عمیقی رو در دل آدمها جا میده.چیزی به نام حافظه سلولی شنیدید؟مثلا شکار بی رویه فیلها به خاطر عاجشون باعث تولد فیلهای بدون عاج میشه.اونا عقل ندارن ولی همه موجودات چیزی به نام حافظه سلولی دارن.گله نکنید که زنها پررو شدن زیاده خواه شدن بی عاطفه شدن یا ارزش شمارو فقط با ماشیناتون میسنجن.رفتار خودتون پدراتون و بقیه مردها رو نگاه کنید.گرچه هنوز هم زنهای ایرانی از با گذشت ترین و مهربون ترین زنها هستن.شاید برای یه زندگی رای یه دادگاه به نفع شما باشه ولی مسائل اجتماعی روبا یکی دو مثال حل نمیکنن.زندگی من و تو نباید سبب رای صادر کردن درباره کل جامعه بشه.من هرگز مرد ستیز نبودم و نیستم اینکه مردهای بدی تو زندگیم بودن دلیل بد بودن همه نیست که اگه بدجنس نباشم باید بگم مردهای خوب زیادی دیدم که همیشه برای من محترم خواهند بود.اگه فکر میکنید که تغییر این قوانین دست شما نیست و مملکت همه چیش داغونه و حالا این مورد زیاد مهم نیست، باید بگم که کاملا در اشتباهی اگه تونستی تمام حقوق یه انسان رو به زنی بدی که داری ازش جدا میشی یا باهاش ازدواج میکنی اونوقت میتونی انتظار یه جامعه خوب و آزاد رو داشته باشی.