یادداشت های یک ستاره

تا بهتر هست خوب کافی نیست
 
119
ساعت ۳:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۳٠ : توسط : ستاره

یه حادثه ای هست که چند ساله هی داره تو زندگی من تکرار میشه.موهای من بلند میشه ،میرم آرایشگاه، میگم میخوام جلوشو کوتاه کنم ،آرایشگر یه نگاهی به موهام میندازه و میگه پاییناش خیلی بیحالت شده بزار یه مدلی بهش بزنم که از بلندیشم کم نشه ،منم میگم باشه فقط از بلندیش کم نشه!بعد آرایشگر مدل میزنه و هی چپ وراست با قیچی میفته به جان گیسوان من و البته همیشه به قدر یک وجب از موهام کوتاه میشهمنتظر. بعد خودش و شاگرداش هی به به  چه چه راه میندازن و ماشالا ماشالا میکنن.منم خندون خوشحال کلافهمیام بیرون ولی میدونم موهایی که تا وسط کمرم بود الان رسیده به شونه هام و من هم ابدا غصشو نمیخورم  افسوسولی هی عین بز به آینه زل میزنم و سانت میگیرم ببینم چند وقت دیگه موهام میشه اندازه قبلی و درست وقتی که شد اندازه قبلی دوباره میرم که فقط جلوشو کوتاه کنم فقط جلو!!واین داستان ادامه دارد...

عکس قبل و بعد از کوتاه کردن موهام رو میزارم تو فیصبوق و دوستانی که میخواستن آدرس پیج منو داشته باشن میتونن به فارسی ستاره الف رو سرچ کنن. البته یکی دو تا دیگه با این اسم هستن ولی من تو صفحه خودم هنوز چیزی نذاشتم بعلاوه اینکه توش توضیح دادم که وبلاگنویسم.راستش نمیدونم لینکشو بزارم اینجا فیلمون تر میشه یا نه ولی اگه مطمئنید نمیشه بگید که بزارم..و دیگه اینکه پیج اصلیم نیست چون اونجا همه فک و فامیل جمعند و من ابدا دوست ندارم اونها چیزی درباره وبلاگ بدونن.

پ ن :امروز یه بنده خدایی که از زندگی من فقط جداییمو میدونست خواست به من قوت قلب بده مثلا! :عزیزم مردا همه مثل هم نیستن که! ببین پدر  مادرتو یییییییییییک عمر با هم زندگی کردن !!!!خخخخخخخخ

 

راستی ساعت پست رو دیدید دوستان؟