یادداشت های یک ستاره

تا بهتر هست خوب کافی نیست
 
125
ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱٩ : توسط : ستاره

اگر مردی مرا اینگونه دوست داشت...........


 در فراسوی مرزهای تنت تو را دوست میدارم.

آینه ها و شب پره های مشتاق را به من بده

روشنی و شراب را

آسمان بلند و کمان گشاده ی پل

پرنده ها و قوس و قزح را به من بده

  در فراسوی مرزهای تن ام

تو را دوست می دارم.

در آن دور دست بعید

که رسالت اندامها پایان میپذیرد.

و شعله و شور تپش ها و خواهش ها

به تمامی

فرو می نشیند٬
 
 
در فراسوهای عشق٬

تو را دوست میدارم

در فراسوهای پرده و رنگ.

در فراسوهای پیکرهایمان
 

با من وعده ی دیداری بده...

                              احمد شاملو

 برای شنیدن دکلمه این شعر با صدای  رضا پیر بادیان اینجا کلیک کنید