یادداشت های یک ستاره

تا بهتر هست خوب کافی نیست
 
132
ساعت ٤:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٩ : توسط : ستاره

دارم حرف میزنم و وسطاش یه اسمی از هیچکاک میبرم میگه کیچکا؟چیه؟فکر میکنم میخواد شوخی کنه.میخندم بلندتر میگم آلفرد هیچکاک!میپرسه اون دیگه کیه؟بازم میخندم و میگم فیلماشو ندیدی؟بعد میگه ئه؟تو چه فیلمی بازی کرده؟لبخند من سریع محو میشه تازه میفهمم که شوخی نمیکنه!میخوام با تعجب و تمسخر بپرسم یعنی تو هیچکاک رو نمیشناسی؟ولی درست نیست اخلاقی نیست.با صورتی که سعی میکنم ثابت و بی حالت نگهش دارم میگم هنرپیشه نیست کارگردانه .خوشش نمیاد. از این که کارگردانه، علاقه ای به بحث درباره کارگردانا نداره بیشتر ترجیح میده درباره بازیگرا بدونه.بی حوصله میپرسه خوب چه فیلمایی ساخته ؟میگم یه جورایی ژانر وحشت.با یه حالت چندش میگه ایی بدم میاد از این فیلمای دراکولا بازی و آدمخوری!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!دیگه ادامه نمیدم چه توضیحی دارم بهش بدم وقتی دوست نداره بدونه اصولا اون چیزی نمیدونه تنها جایی از مغزش که کار میکنه یه بخشی مربوط به فضولی تو کار آدمهاس.

میدونید من انتظار ندارم که همه ، فیلمای هیچکاک رو دیده باشن یا به کارش علاقه ای داشته باشن و بیوگرافیش رو بدونن ولی!حداقل از یه جوون امروزی دانشگاه رفته کارمند که صبح تا شب تو اینترنت ول میچرخه انتظار دارم یکبار فقط یکبار در زندگیش اسم این آدم رو شنیده باشه نگفتم جیم جارموش هال هارتلی دیوید که!گفتم هیچکاک!

 

سعی کردم باهاش دوست باشم سعی کردم بهش کمک کنم سی دی های زبانم رو بهش دادم ساخت وبلاگ و فیس...رو یادش دادم ...کتاب و...ولی تنها تاثیری که روش گذاشتم این بود که سبیلهاشو برداشت و صبح تا شب به جای وظایفش، تو نته و داره با پسرا چت میکنه!حتی کاراش هم افتاره گردن من.حس میکنه اگه تا حالا دوست پسر نداشته از قافله خیلی عقب مونده و تند و تند قرار میزاره و تنها صفحاتی که که میچرخه وبسایتهای 6ی  چرت هست.البته همه اینکارهاش مخفیانه اس ولی اونقدر ناشیه که نمیدونه من همه چی رو میبینم و میفهمم.فکر میکردم دوستم داره ولی مدتهاست که فهمیدم ازم متنفره همه جا میگه که من با مدیر مالی کل اعضای هیئت مدیره پیک آبدارچی و کلا هر جنس مخالفی که بهم سلام میکنه روی هم ریختم!معتقده که من هر چی دارم فقط به لطف چشم ابرو دارم و البته در عین حال بر این اعتقاد هم هست که بنده بسیار بسیاز زشتم.یه اعتقاد راسخی داره که این دخترایی که بهشون تجاوز میشه کاملا حقشونه(به خاطر حجابشون) و هیچ گناهی متوجه مرد متجاوز نیست میگه مردا تحمل ندارن و دست خودشون نیست (حالا من نمیدونم از کجا آورده )و من فقط هر دو دستمو میزارم دور صورتم و سعی میکنم گوش ندم .کلا تمام اطلاعات اقتصادی  سیا.سیش مربوط به اخبار بیست و سی هست.هر وقت من با هم اتاقیم صحبت میکنم و میخندیم یه جوری گوش میده وگاهی طاقت نمیاره و دخالت میکنه و گاهی نمیدونم چرا با حرص و نفس به شماره افتاده داد میزنه که تو چطور این کارو کردی ؟(مثلا خواستگاری بوده که باهاش صحبت کردم)گاهی وقتا نچ نچی میکنه و ههههه هههههه و چند تا نیش و کنایه جان دار میزنه و میره، اینارو میگه بعد چادرش رو محکم میکنه و میره که چهار رکعت نمازش رو اول وقت بخونه.لابد میگید خوب این که دیگه مذهبی نیست!منم میگم نیست ولی خیلی دلم میخواد در طول زندگیم برای یکبار هم که شده آن آدمهای  مذهبی دانای دریادل را ببینم که آزارشان به موری نمیرسد.

 حس میکنم روزی که از این دفتر بروم آخرش  یک نارنج.ک تو دهانش بگذارم و بعد تکه تکه شدنش را با لذت ببینم.حس میکنم چقدر از حرکات مسخره و نفس نفس زدنهایش بیزارم وقتی که میخواهد به ما بفهماندکه جلفیم و سبک ،از تهمتهایش آزارها و کارنکردن هایش .ولی.........  خووب که فکر میکنم میبینم من از این آدم متنفر نیستم از این شخص خاص متنفر نیستم. من از این تفکر نابود متنفرم از این حماقت بی پایان و ذهن مریض و مخرب. باور کنید یا نه اصلا قصد ندارم ژست آدمهای همه چیز فهم عاقل روشنفکر را بگیرم نه!من خودم را بالا نمیبینم معمولی ،متوسط، آدم، همین!ولی بعضیها زیادی کم اند.انگار که هزار سال در تولد شان تاخیر داشتن.