یادداشت های یک ستاره

تا بهتر هست خوب کافی نیست
 
172
ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٧ : توسط : ستاره

یه روزگاری خیلی قبل از شروع نوشتن این وبلاگ خواننده پر و پا قرص یه وبلاگ بسیار معروف و پر بازدید بودم.اما همیشه جز خواننده های خاموش بودم.به طور کلی من آدم کم حرفی هستم توی زندگی واقعی هم خیلی در مورد چیزی نظر نمیدم مگر اینکه کسی صریحا نظرم رو بپرسه.اما یه روز یه بحثی توی وبلاگ مورد نظر بود و من یه کامنت بلند بالا نوشتم.کامنت من تایید نشد و من هم اعتراضی نکردم گفتم حتما صلاح دونسته دیگه! اما چند وقت بعد عین کامنت من طی یک پست و جز نوشته های نویسنده وبلاگ منتشر شد!من اعتراض کردم و براش توشتم که آیا اشتباهی شده یا واقعا تقلب کرده؟جوابی نداد و بعد از کلی ادا اطوار آخرش یه ایمیل زد که من خیلی بیخود میکنم تهمت میزنم و دلیلی برای اثبات حرفم نیست و اون یه وبلاگ نویس با سابقه است و من هیچ عددی نیستم که بخوام همچین بحثی بکنم!!!کلی با آمار خواننده هاش مانور داد که این همه عاشق سینه چاک دارم و اشاره به کامنتای پر تملق خوانند هاش کرد و خلاصه دیگه من بی خیال شدم.بی خیال شدم اما شخصیت پوچ و تو خالی نویسنده عزیز برام روشن شد.

متاسفانه یا خوشبختانه اکثر خواننده های یک وبلاگ رو خود وبلاگ نویسا تشکیل میدن.90  درصد خودشون وبلاگ دارن یا حداقل یه بار وبلاگ نویسی رو تجربه کرن.همونایی که خیلی جاها بی نام و نشان فحش میدن و فکر میکنن هیچ ردی از خودشون به جا نمیزارن. نمیخوام ادای حرفه ای بودن رو در بیارم و بگم آپیت رو شناختم و میدونم کی هستی و کجا هستی چون حرف الکیه ،چون آی پی ها بیشتر مواقع مشخصات شرکت سرویس دهنده اینترنت رو نشون میدن نه مشترک اصلی!اصلا طرف میاد با فی لتر شکن وارد نت میشه با گوشی وصل میشه میره کافی نت و ...هزار راه دور زدن داره.ولی یه چیزی هست که طرف رو لو میده. یا لا اقل برای من نشونه مشخصی هست و اون ادبیات و نگارش افراد هست.حتی اگه صد درجه هم فرمشو عوض کنه  کافیه یه بار وبلاگشو خونده باشم یا کامنت گذاشته باشه قبلا ،با اطمینان 95 درصد مفهمم که طرف کی هست.مثل یه وبلاگ نویس عزیز دیگه که خیلی محترمانه یه انتقاد ازشون کردم با نام و نشان وبلاگم(چون به گفته هام ایمان دارم و هیچ وقت مخفیانه حرف نمیزنم)و بعد ایشون هم کامنت بنده رو تایید ننمودن چون مثل بقیه غش و ضعف نکرده بودم براش!اما جالبه که از اون به بعد در عین حالی که کامنت من تایید نشده بود و هیچ کس ندیده بود وبلاگ من پر شد از انتقاد هایی شبیه کامنت خودم ولی با لحنی پر از عقده و انتقام جویی و صرفا به قصد خالی کردن خودشون!

خوب حالا باید جواب این سوالتون رو گرفته باشید که چرا بعضی وبلاگ نویسا یهو میزارن میرن.چرا غیب میشن چرا و چرا...میدونید دوستان وقتی یه فرد بی شخصیت و نفهم بهتون توهین کنه شاید کمی دلخور شید ولی اهمیت زیادی براتون نخواهد داشت. اما وقتی میبینید که این آدمهای به اصطلاح مهم باشعور مظلوم و همیشه خوب وبلاگستان با شخصیت های مجازی و گاهی خیالی که از خودشون به نمایش میزارن چیزی شبیه به همون آدمهای عقده ای و نادان دیگه هستن ،کمی سردرگم میشید.وقتی میبینی وبلاگ نویسی که یه عالمه وقتتو پای خوندنش گذاشتی یه روانی بیشتر نیست شاخ درمیاری. خیلی هاتون لطف داشتین و از من قول گرفتین که ناگهانی غیب نشم.نه من اگه بخوام برم اعلام میکنم و خداحافظی میکنم.در غیر اینصورت حتما بلایی سرم اومده و شاید دار فانی رو وداع گفته باشم.اما راستش را بخواهید در حال حاضر واقعا خسته ام نه از نوشتن این وبلاگ که از وبلاگستان و اینهمه آدم خوبش!چند روزی فرصت و امکان  آمدن به نت را نداشتم و بعد حس کردم چقدر آرامش دارم.راستش از دیدن اینهمه آدم داغون و عجیب خسته شدم . از جواب دادن به بعضی چیزها خسته شدم.هنوز برای من کامنت میاید که چرا عروسی باید مختلط باشد؟؟بابا جان بیخیال برو جدا عروسی بگیر به من چه؟ولی نگو این رسم ایرانیه!این یه فرهنگ زشت و احمقانه عربیه که ده دوازده ساله مد شده وخانم عزیز اگه به شوهرت و خودت ایمان نداری بازم به من چه که میترسی از دید زدن شوهرت؟حالا عروسی جدا باشه جای دیگه دختر نیست دید بزنه؟؟آره واسه محرم تسلیت نمیگم و لینک آهنگ شاد گذاشتم و تو هم حالمو بد میکنی وقتی بهم تسلیت میگی.پست کتابها خصوصی بود چون یکی مثل تو مثلا بره کتاب 23 سال علی/دشتی رو بخونه هیچی نمیفهمه فقط میاد اینجا فحش میده.خوب تو وبلاگ اونی رو بخون که رفته بود مجلس خلیفه خره.انگار بعضیا تو غار بودن.

مسئله فقط دانش نیست.دانش به هیچ دردی نمیخوره وقتی نتونه نگرش و رفتارتو عوض کنه.