یادداشت های یک ستاره

تا بهتر هست خوب کافی نیست
 
 
ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٠ : توسط : ستاره

امروز دقیقا 198 صفحه درس خوندم،2 صفحه مونده بود که طبق برنامه مطلب تموم بشه اما هر کاری کردم نتونستم این دو صفحه رو بخونم!کلا 100 صفحه اول رو یه نفس خودندم،بعد 10 دقیقه استراحت کردم و 40 صفحه دیگه خوندم اونوقت یه ساعت استراحت کردم و 10 صفحه دیگه هم خوندم بعد دیگه کلا دو ساعت استراحت میکردم 10 دقیقه درس میخوندم تا 195 با هن و هن رسیدم و اون 3 صفحه آخرم جون کندم ولی دیگه 2 صفحه آخری نشد که نشد! الانم مار به چشمم زده نه خوابم میاد نه درسه میره تو کله ام نمیدونم تقصیر منه یا درسه خیلی بیربطه،این متنشه:

علم استفاده مبهم منطق در روند نیاز است.زیرا به هدر دادن فرهنگی سردرگمی و پیچیدگی که از شکست متدها نشات میگیرد غیر قابل انکار است.اولین اثبات گرایی منطقی مقصد پیدا کردن معنی در حقیقت اثبات پذیر را داشت و آن را از طریق ارتباط واضح و مشخص بیان کرد....

خداییش شما فهمیدین چی گفت؟به ابلفضل اگه من فهمیده باشم!

اصولا ترم پاییز درس خوندن بیشتر حال میده نه؟اینکه بیرون برف بیاد و تو خونه کنار بخاری بشینی و با یه شیر قهوه گرم تو دستت بازی کنی و درس بخونی لذت بخش تره به نطر من.ولی این هوا آدم خوشش میاد بره  تو حیاط هندونه خنک بخوره شربت بخوره بره بیرون پارک بستنی بخوره بره استخر... و خلاصه هوای رخوت آمیز زمستون نیست که دلت بخواد بشینی تو خونه وپای بند درس و مشقت بشی!

نتیجه اخلاقی:تقصیر ما نیست ایراد از هواست!

نتیجه غیر اخلاقی:خاک بر سر اون مترجمی که ما مجبوریم کتابشو امتحان بدیم با این ترجمه افتضاحش!

نتیجه درسی:استاد خاک بر سره با این جزوات نچسبش که آدمو تو گرما جذب نمیکنه!

نتیجه فیزیکی:بعضی دانشجویان کمی تا قسمتی گشاد تشریف دارند!