یادداشت های یک ستاره

تا بهتر هست خوب کافی نیست
 
 
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۱۸ : توسط : ستاره

دوستان گفتن رئال بنویس مام گفتیم چشم ولی آخه این رئال لامصب شخصیت مارو عوض میکنه، یعنی دیگه هر چی میخوایم زور بزنیم آه و ناله کنیم نمیشه مثلا الان من برای بار ششصد و نود و نهم شکست عشقی خوردم!شما ناراحت شدین؟اصلا درک میکنید منو؟خودمونیم منم اینقدر پوست کلفت شدم که این چیزا ناراحتم نمیکنه زیاد. بیشتر از هر چیز یاد مرحومه موشی خانوم هستم خیلی دلم براش تنگ میشه اصلا مرگش  از همه اون 699 بار شکست عشقی بیشتر اذیتم کرد!بعضی شبا یادم میره که مرده تا صدایی میاد فکر میکنم اونه .طفلک زیر میز تحریر من میخوابید نمیرفت توی لونه اش الان هم گاهی صدای خش خش میاد جیر جیر و خر خر و تر تر و خلاصه هر نوع صدایی میاد.حالا اگه هر شب ارواح محترم میان و میرن تو اتاق من کسی بهشون محل نمیزاره گمونم دلسرد شدن و رفتن بس که بی قرب موندن این عزیزان و کسی نترسید!

 یه اصلی من دارم و به نام نظریات روانشناسانه و کارشناسانه خودم قرار هست ثبتش کنم اونم اینه که :اونی که بخوادت میخوادت ،همونجوری که هستی بمون ولی اونی که نمیخوادت نمیخوادت، بازم همونجوری که هستی بمون خودتو به آب و آتیش نزن تا طرف بخوادت برو ول کن بی خیال .دنیا یه دونه بهترشو بهت میده میگی نه قبول نداری؟مثال خودم به ابلفضل هر 699 تا یکی از یکی بهتر بودن اولی رفت دومی اومد بهتر بود سومی باز بهتر بود و تا الان که فکر میکردم حامد بهترین پسر دنیاست شاید هم باشه ولی خیلی منو دوست نداره البته میگه داره ولی رفتارش اینو نمیگه و این یعنی با همه خوبیهاش لایق من نیست .نیست چون خوبیهای منو نمیبینه چون تمام زیبایی ظرافت فهم شعور سواد و آگاهی منو نمیبینه !!!!(خود شیفتگی)اون عروسش رو از یه خانواده بزرگ اسم و رسم دار میخواد مسئله فقط پول نیست دنبال موقعیت اجتماعیه البته موقعیت اجتماعی بابای طرف .خوب امیدوارم پیدا کنه وخوشبخت بشه دلشکستگیش برای من میمونه اما زود خوب میشه و خدا یکی دیگه رو میفرسته. ولی گمونم خدا ایندفعه یه اشتباه کرده آخه اونی که فرستاده یه کور و کچلی هست با زن مرحوم و 50 سال سن  که خواستگاریشو با این جمله آغاز کرد:برای زیبایی جمالت بر جمال محمد صلوات...

پیوست:گمونم این پست خیلی درهم برهم بود ببخشید ذهن من الان خیلی بهم ریخته!