یادداشت های یک ستاره

تا بهتر هست خوب کافی نیست
 
 
ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٢ : توسط : ستاره

داروهایمان را که میخوریم دنیا قشنگتر به نظر می آید.تحمل خیلی ها راحتر میشود زندگی کلهم بهتر میشود.یک عمر زندگی کردیم و نفهمیدیم ایراد از ماست یا این دنیای لعنتی و آدمهایش.شاید بهتر بود خیلی ها داروهای مرا میخوردند خصوصا اجداد بنده اگر میخوردند نژاد ما اکنون اصلاح شده بود.گمانم خیلی هایشان یک تخته شان کم بود همین حالا هم هست با همه کلاس و چسان فسانی که دارند .بعله باید نژاد این خانواده اصلاح میشد شاید به نسل من که میرسد زندگی را آسانتر میگرفتم.احتمالا اگر یکی از اقوام این پست را ببینید توی سر ما میزند و میگوید خدا تو را یک مشت مرگ بدهد این دری وریها چیه نوشتی؟ولی من تصمیم دارم برای یک بار هم که شده دنیا را حواله بدهم به یک جای خوب تا حال خودم هم خوب شود.والا !چه فرقی میکند پدرمان کی هست شوهرمان چکاره است؟پدر بزرگمان کی بوده دایی و عمه و خاله چکاره هستند؟ها؟برای یک بار هم ببینیم خودمان کی هستیم و داریم چکار میکنیم.شجره نامه من نه باعث افتخار من است نه مایه ننگ من.اگر دکتر و مهندس و وکیل و وزیر داریم فاسد و معتاد و بدرد نخور هم داریم.نداریم؟تو را بخدا یکی بیاید به من بگوید که از هفت پشت قبل و هفت پشت بعدش همه نجیب زاده بودند و  هیچ خطایی از کسی سر نزده،آنوقت من همینجا میگویم غلط کردم ،حرفم را پس میگیرم.

اصلا همه چیز را بی خیال مثل من بنشینید و غصه هایتان را بشمارید ببینید چند تاش واقعی هست .من شمردم همه اش خیالی بود مطمئن باشید مال شما هم هست.