یادداشت های یک ستاره

تا بهتر هست خوب کافی نیست
 
 
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٩ : توسط : ستاره

چند روز رفتم به باغ یکی از آشنایان.خونوادگی ،دور هم خوب بود حال و هوام عوض شد،شبا روی این تاب مینشستم و به یه آهنگ لایت گوش میدادم.تنهایی قدم زدم توی پیچ و تاب درختا راه رفتم کلی میوه چیدم بیشتر از همه گیلاس.فکر کردم که چقدر زندگی رو دوست دارم.چه طور میشه که کسی آرزوی مرگ کنه یا حتی دست به خودکشی بزنه؟توی بدترین شرایط و زمانی که فکر میکردم بدبخت ترین آدم زمینم بازم نخواستم که بمیرم.ولی بایدبا مرگ هم کنار اومد میگن زندگی لذت بخشه و مرگ آرامش بخشه.باید به نیمه دوم این جمله خوب فکر کنم یه شعر هست که مدام توی سر من میچرخه:

نمیخواهم بمیرم با که باید گفت

من این دنیای فانی را از آن دنیای باقی دوستتر دارم.

 

خوش بحال اونایی که به باغ بهشت معتقدند

 

عکس حذف شد

 

جای یه نفر روی این تاب کنار من خالیه...