یادداشت های یک ستاره

تا بهتر هست خوب کافی نیست
 
 
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٤ : توسط : ستاره

چند روز پیش رفتم محل کار یکی از دوستانم.این دوست توی محل کارش از من تعریف کرده بود ولی دوستم بهم گفت که یکی از همکارا اومده گفته این کجاش تعریفی بود؟!خیلی زشت و چاق و بیریخت بود!باور کنید ازون ساعت همش میرفتم جلو آینه هیکلمو نگاه میکردم از سی و پنج نفر پرسیدم من چاقم؟!بعد حرصم گرفته بود میخواستم یه راهی پیدا کنم برم حال اون دخترو بگیرم ! هی فکر میکردم چرا باید یه نفر فقط توی سی ثانیه اینقدر با من لج بیفته؟

دیروز بعد از ظهرم یه زوج رو دیدم که اومده بودن برای خرید نامزدی. با عشق دست همو گرفته بودن و از هم نظر میپرسیدن.یاد خرید نامزدی خودم افتادم همراه با گله ای از خانواده داماد.دامادی که با مادرش قدم میزد و نظر من به اندازه یک نخود هم مهم نبود.حتی بدترین زندگی ها هم خاطرات خوش نامزدی رو فراموش نمیکنن ولی من حتی یه روزم شاد نبودم.لبخند تلخی زدم و تا امروز گهگداری جلو آینه بغضم میگرفت بغضی از روی عصبانیت و یه عالمه عقده،تا اینکه یه عکسی دیدم. این عکس

فکر میکنید اون نقطه چی باشه؟

این عکسی است که فضا پیمای ویجر از زمین گرفته است. عکسی که زمین را در فضای بیکران نشان میدهد.

کارل ساکال فضانورد آمریکایی کتابی با همین عنوان نوشته است. در قسمتی از این کتاب می خوانیم:

دوباره به این نقطه نگاه کنید. همین جاست. خانه اینجاست. ما اینجاییم تمام کسانی که دوستشان دارید٬ تمام کسانی که می شناسید٬ تمام کسانی که تابحال چیزی در موردشان شنیده اید٬تمام کسانی که وجود داشته اند٬ زندگی شان را در اینجا سپری کرده اند. برآیندتمام خوشی ها و رنج های ما در همین نقطه جمع شده است. هزاران مذهب٬ ایدئولوژی ودکترین اقتصادی که آفرینندگانشان از صحت آنها کاملا” مطمئن بوده اند٬ تمامی شکارچیان و صیادان٬ تمامی قهرمانان و بزدلان٬ تمامی آفرینندگان و ویران کنندگان تمدن٬ تمامی پادشاهان و رعایا٬ تمامی زوج های جوان عاشق٬ تمامی پدران و مادران٬کودکان امیدوار، مخترعان و مکتشفان٬ تمامی معلمان اخلاق٬ تمامی سیاستمداران فاسد٬تمامی «ابرستاره ها»٬ تمامی رهبران کبیر٬ تمامی قدیسان و گناهکاران در تاریخِ گونه ما٬ آنجا زیسته اند٬ در این ذره غبار که در فضای بیکران در مقابل اشعه خورشیدشناور است.زمین ذرهای خرد در مقابل عظمت جهان است. .
خونریزان٬ اربابان لحظاتی از قسمت کوچکی از این نقطه بوده اند. به بی رحمی های بیپایانی که ساکنان گوشه ای از این نقطه٬ توسط ساکنان گوشه دیگر (که از این فاصله
نمیتوان آنها را از هم بازشناخت) متحمل شده اند بیاندیشید٬ چقدر اینان به کشتن یکریگر مشتاقند٬ چقدر با حرارت از یکدیگر متنفرند.

تمامی شکوه و جلال ما٬ تمامی حس خود مهم بینی بی پایان ما٬ توهم اینکه ما دارای موقعیتی ممتازدر پهنه گیتی هستیم٬ به واسطه این عکس به چالش کشیده می شود. سیاره ما لکه ای گمشده در تاریکی کهکشانهاست.

خوشتان بیاید یا نه٬ زمین تنها جایی است که می توانیم روی پای مان بایستیم . گفته شده شاید هیچ تصویری بهتر از این٬ غرور ابلهانه و نابخردانه نوع بشر را در دنیای کوچکش به نمایش نگذارد.

.

.

این عکس به من نشان داد که غمهای من ،دلشکستگیها و دلمشغولی های من چقدر حقیر و ناچیز است

برای من٬
این تصویر تاکیدی است بر مسئولیت ما در جهت برخورد مهربانانه تر ما با یکدیگر٬ و
سعی در گرامی داشتن و حفظ کردن این نقطه آبی کمرنگ