یادداشت های یک ستاره

تا بهتر هست خوب کافی نیست
 
 
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٧ : توسط : ستاره

با آقای سین پسری که تو پست قبل درباره اش نوشتم دوباره صحبت کردیم  .گفت که شوکه شده چون هرگز فکر نمیکرده زندگی من اینقدر پیچیده باشه!گفت همیشه تصورش این بوده که من یه دختر ناز نازی هستم که هرگز آب تو دلم تکون نخورده و در عمرم با یه پسر هم حرف نزدم گفت که همچنان عاشق منه و هر طور شده خانوادش رو برای ازدواج راضی میکنه و ....خیلی حرفا.ولی یه وقتایی یه چیزی درون آدم عوض میشه. این موضوع گیجم کرده ، البته پسر خیلی خوبی هست بسیار باهوش و دقیقه درک بالایی داره خیلی خوب میفهمدت دیدش بازه نسبتا  دنبال هوس نیست و احساس میکنم واقعا دوسم داره. البته وضع مالی خیلی خوبی نداره و به نظرم لایق موقعیتای خیلی بهتری هست ولی خوب واقعا زیاد برای من مهم نیست.من یه بار امتحان کردم و پول خوشبختم نکرد واقعا دیگه مادیات اونقدر برام ارزش نداره فکر میکنم محبت و درک متقابل خیلی بیشتر از پول میتونه خوشبختم کنه اما نمیدونم چرا خودش فکر میکنه من به مسائل مادی خیلی اهمیت میدم.یه کم گیر میده مدام دوست داره چکت کنه و اگه بگی بیرونم 45 بار زنگ میزنه ببینه داری چکار میکنی خودش میگه از سر دوست داشتنه که اینجوریه نمیدونم!به هر حال نمیدونم آخر این رابطه چی میشه من بهش امیدوارم.خدایا کمکم کن خاطرات گذشته رو فراموش کنم و بتونم با کسی که دوستش دارم به آرامش برسم.