یادداشت های یک ستاره

تا بهتر هست خوب کافی نیست
 
 
ساعت ۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢٥ : توسط : ستاره

مرد زن دار!گاهی این چندش آور ترین واژه دنیاس واسه من!البته نه یک مرد زن دار معمولی بلکه مردی که با وجود سر و همسر بهت پیشنهاد رابطه میده!

گمونم اولین بار که یه همچین پیشنهادی دریافت کردم چند سال پیش بود توی یه اداره دولتی کارآموز بودم و قرار بود بعد از اتمام دوره استخدام پیمانی بشم.با سه تا مرد هم اتاق بودم میز بغلم یه آقایی بود حدودا 40 ساله.معمولا توی انجام کارهای اداری راهنماییم میکرد و منم وقتای بیکاری یه چیزایی از اینترنت و کامپیوتر بهش یاد میدادم.میدونستم زن داره بچه داره خودش گفته بود.گفته بود که خیلی سخت گیر بوده و بعد از 50 تا خواستگاری رفتن زنشو انتخاب کرده اینکه خیلی دوستش داره و یه خانم همه چی تمومه و بچه اش تمام زندگیشه اینارو به من گفته بود ولی...یه روز شمارمو گرفت گفت تو خونه در مورد کامپیوترش به مشکل برخورده و میخواد من کمکش کنم ،ولی هیچ وقت بابت این مسئله با من تماس نگرفت عوضش شروع کرد به sms دادن اولش فقط جوک میفرستاد بعد متنای ادبی و کم کم مشکوک شد جملات عاشقانه میفرستاد و من یه کم شک کرده بودم تو ادره هم کمتر باهاش حرف میزدم کار آموزیم تموم شد و باید کارهای استخدامیم رو انجام میدادم تا اینکه حرف دلش رو زد.اس داد که ستاره عاشقت شدم خیلی زیاد!من بغض کردم دست و پاهام میلرزید و احساس عذاب وجدان شدیدی داشتم انگار که من مقصر باشم با خودم میگفتم حتما من کار اشتباهی کردم حتما از من چیزی دیده زیادی بهش نزدیک شدم و...خطمو عوض کردم و بیخیال استخدام شدم دیگه پامو تو اون ادره نزاشتم و بعدش دیگه هرگز برای استخدام تو هیچ اداره دولتی اقدام نکردم.

بعدها وقتی این ماجرا به طرق مختلف و در جاهای مختلف و با قشرهای مختلف برام تکرار شد فهمیدم که تقصیر از من نیست اشکال از اونها بود از کسایی که از زن فقط زن بودنش رو فهمیدن در هر شرایطی که باشن میگن سنگ مفت گنجشک مفت میندازیم یا میخوره یا نمیخوره.تو این جریان قطعا اون زنهایی که مفت هستن هم مقصرن فرقی نمیکنه برای همخوابه شدن چقدر میگرن به نظر من مفتن.

حالا دیگه به قولی منم مار خوردم افعی شدم وقتی یه مرد زن دار اشاره ای برای ایجاد رابطه  میکنه با اعتماد به نفس کامل و البته لذتی وصف ناپذیر بهش زل میزنم و میگم خجالت نمیکشی مرتیکه زن دار؟از زنت از بچه ات خجالت نمیکشی برم بهشون بگم چه ...هستی؟خیلی هاشون میترسن انتظار همچین برخوردی رو ندارن و من واقعا نمیدونم اونای دیگه چه جوری باهاشون برخورد کردن که از برخورد من اینقدر جا میخورن.یه بار یکی خیلی پررو بود گفت زن دارم ایدزکه ندارم!! مسئله عجیب تر اینه که برای بعضیاشون این موضوع خیلی عادی به نظر میاد.اینکه یه زن محترم  توی خونه داشته باشن یه زن که نجیب باشه آروم و حرف گوش کن باشه مادر بچه اش باشه و یه زن بیرون از خونه که معشوقه باشه ناز کنه و مرهم خستگی هاش باشه با یه عشوه تمام فکر و مسئولیت این زندگی رو از یادش ببره.نمیدونم چطور میشه معشوقه یه مرد متاهل بود حتی اگه یه مطلقه کامل هم باشم نمیتونم مردی رو دوست داشته باشم که مال یکی دیگه است .این موضوع خیلی عصبانیم میکنه چون تمومی نداره و امروز دوباره تکرار شد ولی ایندفعه نمیتونستم بزنم تو دهن یارو چون طرف مدیر خودم نبود مدیر دوستم بود و ممکن بود باعث اخراج اون بشم .

نمیدونم همسر این آدمها چه جوری زندگی میکنن یعنی خبر ندارن؟میدونن و به خاطر اسم یه شوهر هیچی نمیگن؟خود این مرد چی؟چیکار میکنه؟چه جوری شب میره خونه و تو چشمای زنش سلام میکنه؟با چه رویی بچه اش رو بغل میکنه زنشو؟

مرد زن دار،بدترین واژه دنیا در حال حاضر!