یادداشت های یک ستاره

تا بهتر هست خوب کافی نیست
 
 
ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٤ : توسط : ستاره

پسر داییم میگه این اواخر خیلی خوشگل شدی،اگه اخلاقت خوب بود خودم میگرفتمت!میگم مگه اخلاقم چشه؟میگه هیچی فقط میترسم دو روز بعد از عروسی بزنه زیر دلت بگی طلاق میخوام!بعد غش غش میخنده.منم میخندم همه میخندن.ولی پشت این خنده ها یه حقیقت تلخی وجود داره.اون راست میگه ممکنه واقعا یه همچین اتفاقی بیفته.الان که فکر میکنم واقعا نمیدونم دلیل جداییم بد بودن نامزدم بود یا سکون و رخوتی که تو زندگی زناشویی وجود داره.یه زمانی اوج آرزوی من پیدا کردن یه همسر خوب بود و رسیدن به آرامش و خوشبختی کنار اون ولی الان بزگترین آرزوهام مربوط به مسائل مالی و کاریه.خیلی ها به من میگن غیر عادی خیلی از پسرایی که از من خوششون میاد ولی وقتی من از خواسته هام میگم پشیمون میشن و میرن.من زن خونه نیستم نه که از خونه داری و بچه داری بدم بیاد ولی نمیتونم با این چیزا به تنهایی خوشبخت باشم نمیدونم بده یا خوبه.خیلی ها بهم میگن این احساس الانته و 10 سال دیگه اگه تنها باشی پشیمون میشی.اینقدر بهم گفتن که دیگه شک دارم واقعا اونا راست میگن یا من؟حتی روانشناسمم گفت که سیر طبیعی زندگی هر آدمی در همه جای دنیا به ازدواج و بچه دار شدن ختم میشه ولی من آدمی هستم که از دیدن ذوق زیاد پدر مادرا واسه بچه هاشون یکم حالم بد میشه.فکر میکنم مگه کار شاقی کردن که بچه دار شدن؟هروز همه د ارن بچه دار میشن این دیگه اینقدر غش و ضعف نداره!نمیدونم تو دلتون دارین به من چی میگین.ولی اگه ازم بپرسین زندگیه ایده آلت چیه میگم رفتن.سفر جهانگردی.میگم جهانگرد نه توریست چون این دو تا باهم فرق دارن. توریست میره سفر و ممکنه تو یه هتل 5 ستاره بخوابه و بعد از مدتی بر میگرده خونش ولی جهانگرد ممکنه تو یه آلونکم بخوابه بره با اهالی اون جا زندگی کنه کار کنه و بعد دوباره بارشو ببنده و بره یه جای دیگه.شاید هرگز به خونش برنگرده.نمیدونم مخم تکون خورده یا چی ولی من قبل از طلاقم اینجوری نبودم.مثل بقیه بودم ولی حالا اینا آرزوهای منه.میدونین من اگه بخوام میتونم این سبک زندگی رو انتخاب کنم منتها نمیدونم که راه درستی هست یا نه؟داروین قبل از ازدواجش 10 سال به سیاحت و جهانگردی پرداخت و بعد که برگشت ازدواج کرد ولی اگه من برم و 10 سال دیگه برگردم بعید میدونم کسی حاضر به ازدواج با من باشه!گاهی میگم که اگه ازدواج کنم حتی با یه آدم خوب شاید دووم بیارم ولی مطمئنم تا همیشه حسرت این آرزوها به دلم میمونه.گاهی حسرت اون دخترایی رو میخورم که به عشق شوهر و بچه شون زنده ان.چرا این عشق در من نیست؟شاید اصلا ژنشو ندارم!

هنوز رو حرفم هستم، یه مهندس کشتی واسه من خیلی خوبه.اگه بینتون دارید واسطه بشید خدا خیرتون بده!